به گزارش مفدا اردبیل، «زجر ما این است که ما را حبس کردند یا زندان بردند؟ یا زجر این است که پای بعضی از علماء را اره کردند؛ آقا! توی روغن سوزاندند زجر ما این است که ۱۰ سال، ۱۵ سال، ۸ سال، ۷ سال، علمای ما در حبس هستند». این جمله ای است که امام خمینی (ره) درباره شهید آیت الله حسین غفاری فرموده اند؛ شهیدی که در دوران زندان، سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرد و حاضر نشد حتی بر روی کاغذ و در کلام علیه امام و انقلاب سخنی بر زبان براند.
در دهخوارقان (آذرشهر) تبریز، خداوند پسری به خاندان علم و فضیلت غفاری هدیه کرد. پدر به خاطر ارادت قبلیبه امام حسین (ع)، نام کودکش را حسین نهاد. پدرش( عباس) کشاورز بود و با سختی روی زمین های متعلق به اربابان و خانهای ظالم کار می کرد و زندگی خود و خانواده اش را تامین می کرد.
حسین در کودکی پدر خود را از دست داد؛ به همین جهت از همان کودکی به کشاورزی و کارگری پرداخت. دایی وی میرزا محسن غفاری از علمای روستا بود که حسین را تشویق کرد تا به تحصیل دروس حوزوی بپردازد. او به توصیه دایی اش عمل کرد و در نوجوانی به تبریز رفت و در آنجا در کنار کار کردن، به تحصیل علوم دینی نیز پرداخت.
دوره مقدمات و سطح را وی در تبریز، نزد دایی اش فراگرفت و سپس در جوانی علی رغم مشکلات مالی فراوان، برای ادامه تحصیلات خود به قم رفت. در قم از اساتید بزرگ آن زمان نظیر آیت الله العظمی بروجردی، آیت الله سیدمحمد تقی خوانساری، آیت الله فیض، آیت الله قمی، و همچنین آیت الله العظمی حجت کوه کمرهای بهره برد. او مدتی در درس مکاسب امام خمینی حضور داشت و از محضر آن عالم بزرگوار نیز بهره ها برد.
در آن دوران فقر مالی چنان بر زندگی طلبه قمی سایه افکنده بود که بر اثر کمبود امکانات و گرسنگی، ۳ تن از فرزندانش را از دست داد. غم از دست دادن فرزندان و زندگی سخت ناشی از تنگدستی موجب بیماری همسرش شد و این شرایط آیت الله غفاری را مجبور کرد علاوه بر تحصیل و تدریس، به کارهای خانه و فرزندان و همسرش نیز رسیدگی کند. او روزهای پنج شنبه و جمعه به روستاهای اطراف قم می رفت تا با کار در مزرعه، بخشی از هزینه های زندگی اش را تامین کند و در همان حال، کار تبلیغ احکام اسلام را هم دنبال می کرد. او که برای تحصیل خود ناچار به کارگری در زمین های ملاک بود و از رنج و محنت روستائیان در دوران خان سالاری آگاه بود، در ایام تعطیلی حوزه(در ماههای محرم و صفر و...)، به روستاهای شمال غربی کشور می رفت و مردم را با مسائل اعتقادی و سیاسی آشنا می کرد. وی در سخنرانی های خود با تبیین سیره امامان معصوم و مبارزات آنها با دستگاههای ظلم و ستم، به افشای ستم های اربابان و خانها به مردم محروم و مظلوم روستا میپرداخت و مردم را به ظلمهای آنان آگاه مینمود. در یک سفر تبلیغی در ماه مبارک رمضان که به دور افتاده ترین روستاهای آذربایجان غربی رفته بود، متوجه شد پولداران و افراد پست در خانقاهی جمع میشدند تا مسجد را تعطیل کنند. او علی رغم اینکه هیچ قدرت اجرایی نداشت، با فرماندار و شهردار شهر درگیر شد و با آنها مقابله کرد.
شجاعت آیت الله غفاری در تشریح جنایات حکومت شاهنشاهی در سالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد، باعث شد تا امام خمینی (ره) از وی بخواهد برای ادامه مبارزه به تهران بیاید. او به تهران آمد و ابتدا در نزدیکی میدان شاهپور ( وحدت اسلامی) خانه محقری را اجاره کرد. ورود آیت الله غفاری به تهران، سرآغاز مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی شد./ تسنیم
ارسال نظر